مادر

 از مرگ نمی ترسم ، من فقط نگرانم در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم ...

سرم را نه ظلم میتواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم  فقط برای بوسیدن دستهای تو خم میشود مادر ...

مادر ، من هرگز بهشت را زیر پای تو ندیدم ، زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من ...

مادر روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت چند زمستان برف نشسته است  تا من به بهار رسیده ام ...

 

/ 2 نظر / 23 بازدید

donyaa arzeshe paa koobidan be shekamat raa nadaasht,maraa bebakhsh maadar